این پژوهش به بررسی تعامل ساختارهای حاکمیت سبز و پویاییهای مالکیت بر محدودیتهای تأمین مالی شرکتها در بازار نوظهور ایران میپردازد. با استفاده از دادههای پانل ۱۲۸ شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ (۱۱۵۲ مشاهده شرکت-سال)، مدل رگرسیون کوانتایل پانلی با اثرات ثابت و آزمون علیت گرنجر پانل اعمال شد. شاخص محدودیتهای تأمین مالی بر اساس مدل کاپلان و زینگالس (KZ) محاسبه گردید، شاخص حاکمیت سبز با تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) از چهار بعد کمیته پایداری، گزارشدهی، هزینههای زیستمحیطی و اهداف کمی ساخته شد، و پویاییهای مالکیت شامل تمرکز، نهادی، دولتی و تعادل مالکیت اندازهگیری شد. نتایج آمار توصیفی میانگین KZ برابر 42/0 با انحراف معیار 68/0 را نشان داد که ناهمگنی توزیع را تأیید میکند؛ میانگین حاکمیت سبز 37/0 بود که سطح پایین پیادهسازی را در ایران منعکس مینماید. آزمونهای پیشینی شامل همخطی (میانگینِ 84/1)، هاسمن (تأیید اثرات ثابت)، بروش-پیگن (ناهمسانی واریانس)، وولدریج (خودهمبستگی مرتبه اول) و سارگان (اعتبار ابزارها) مدل را معتبر ساختند. در رگرسیون کوانتایل، ضریب حاکمیت سبز در تمام کوانتیلها منفی و معنادار بود (از 48/0- در Q10 تا 21/0- در Q90؛ p<0.01)، با اثر قویتر در شرکتهای پرریسک؛ تمرکز مالکیت محدودیتها را افزایش داد (32/0 تا 51/0 ؛p<0.05)، اما تعامل با حاکمیت سبز آن را تعدیل کرد (31/0- تا 55/0- ؛ p<0.01). مالکیت نهادی کاهشدهنده بود (18/0- تا 39/0- ؛p<0.01) و سینرژی با حاکمیت سبز ایجاد نمود ( 42/0- تا 68/0- ؛ p<0.01). آزمون گرنجر علیت یکطرفه از حاکمیت سبز به کاهش محدودیتها را تأیید کرد (46/12F=؛ p<0.01). تحلیل حساسیت با شاخص SA و GMM استواری نتایج را اثبات کرد. یافتهها نشان میدهند حاکمیت سبز سیگنال مثبت به بازار ارسال کرده و پویاییهای مالکیت نقش تعدیلی دارند، که شکاف ادبیات در بازارهای نوظهور را پر میکند. پژوهش بر لزوم ادغام ESGدر استراتژیهای شرکتی برای تسهیل تأمین مالی تأکید دارد.