امروزه مفهوم حکمرانی در محیطزیست ایران، مفهومی پیچیده، پویا و میانرشتهای محسوب میشود. تحول این مفهوم نتیجۀ تغییرات گسترده در دگرگونیهای تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است که بهتدریج به توجه بیشتر به حفاظت از محیطزیست و مدیریت مشارکتی، جامع و پایدار منابع طبیعی انجامیده است. الگویی از حکمرانی محیطزیست در دست نیست کـه دربرگیرندۀ ابعاد کامل فرایند توسعه و توسعهیافتگی باشد؛ از اینرو این تحقیق میکوشد با تبیین مفاهیم دولت، حکومت و حاکمیت، در باب مفهوم «حکمرانی محیطزیست» در عرصۀ سیاست ایران کاوش کند. در این پژوهش تلاش شد بر مبنای تعاریف ارائهشده از مفاهیم کلان سیاستی، مدلی برای فهم حدود و ثغور حکمرانی محیطزیست ایران ارائه شود. بر این اساس دولت مفهومی کلان و البته ناپیداست که در کنار مفاهیم «مردم»، «سرزمین» و «حاکمیت» تعریف میشود و در چارچوب مجموعۀ دولت- ملت شکل میگیرد. حکومت متشکل از قوای سهگانه است، حکمرانی فرایند و قواعدی است که به مرحلۀ اجرا درآمده است و حاکمیت قدرت مشروع و حق سلطهای است که از طرف مردم سرزمین در اختیار دولت قرار گرفته است. بهطور کلی حکمرانی محیطزیست را میتوان مجموعهای از قواعد، ایدهها و تدابیری دانست که در شرایط ویژۀ تاریخی و جغرافیایی بهکار گرفته میشود تا دسترسی، بهرهبرداری و سوء استفاده از منابع طبیعی موجود در یک قلمرو سرزمینی محدود شود.