حکمرانی مشارکتی در جنگلها بهعنوان یک رویکرد نوین در مدیریت منابع طبیعی، اهمیت ویژهای در ارتقای پایداری اکوسیستمهای جنگلی دارد. این رویکرد با تأکید بر نقش فعال جوامع محلی در تصمیمگیری و اجرای برنامههای حفاظتی میتواند زمینه کاهش بهرهبرداری غیرقانونی و افزایش کارآمدی سیاستهای مدیریت جنگل را فراهم سازد. در همین راستا، تحقیق حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیامدهای حکمرانی مشارکتی در جنگلهای استان گلستان انجام شد. روش تحقیق کیفی اکتشافی بود و دادهها از طریق ۵۰ مصاحبه نیمهساختاریافته حضوری با افراد مطلع و فعال در پنج روستای جنگلی حوزه ۸۶، با نمونهگیری هدفمند گردآوری شد. تحلیل دادهها با کدگذاری سهمرحلهای باز، محوری و کلان در چارچوب تحلیل مضمون انجام گرفت. اعتبار محتوایی مصاحبهها با نظر خبرگان محلی و کارشناسان تأیید و پایایی دادهها نیز با ضریب کاپای 82/0 اعتبارسنجی شد. یافتهها نشان داد مقوله «کاهش بهرهبرداری غیرقانونی از منابع چوبی» با سهم ۴۴ درصدی در میان پیامدهای مثبت و مقوله «مشارکت صوری و غیرواقعی» با سهم ۸۴ درصدی در میان پیامدهای منفی، پرتکرارترین مضامین در حکمرانی مشارکتی جنگلهای منطقه مورد مطالعه هستند. خوشهبندی کدهای محوری نشان داد تمام مقولههای مثبت در خوشه «خاص» قرار گرفتهاند. در مقابل مقولههای منفی در دو سطح «عمومی» و «منطقهای» توزیع شدهاند، همچنین یافتهها حاکی از آن است که «شفافسازی» با بیشترین فراوانی (۱۷۷ مورد) و بازه تکرار ۱۱، بالاترین تراکم نارضایتی را در میان جوامع روستایی داشته و در خوشه عمومی جای گرفته است. بر اساس نتایج تشکیل شوراهای مشارکتی روستایی با حضور گروههای مختلف، بهرهگیری از تسهیلگران محلی، راهاندازی صندوقهای اعتباری خرد، حمایت از تعاونیها و بازارچههای محلی، توسعه صنایع دستی و بومگردی و ایجاد کارگروههای محلی مدیریت جنگل برای پایش، احیا و کنترل بهرهبرداری همراه با حمایت مالی و آموزشی دولت، مهمترین پیشنهادها هستند.